سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
سینما و ادبیات و ...
 
خداوند، انگشت نما شدن در عبادت و انگشت نماشدن در برابر مردم را ناخوش می دارد . [امام رضا علیه السلام]
 
امروز: یکشنبه 9 بهمن 90


چاپلین های تبریز؟!!


 


مصطفی علیمردانی


 


" کمدی یک گریز است، البته نه گریزی از واقعیت، بلکه گریز از ناامیدی؛ گریزی کوتاه به سوی ایمان." (کرستوفر فرای)


" بهترین کمدین کسی است که شما به او می خندید پیش از آنکه او دهانش را باز کند." ( جورج ناتان)


"کمدی، تراژدی است که برای دیگران اتفاق می افتد." (آنجلا کارتر)


 


یک مقدمه کوتاه: بابک نهرین و علیرضا رنجی پور، یا همان زوج هنری" صمد و ممد" نه تنها در کل آذربایجان اعم از شرقی و غربی، اردبیل و زنجان، حتی در تهران بزرگ نیز شناخته شده هستند و طرفداران خود را دارند. سی دی برنامه های اجرا شده آنها، مثل نقل و نبات فروخته می شود، کپی می شود، تماشا می شود و نفر اول بعد از تماشای برنامه، آنرا به نفر بعدی به امانت می دهد. با جرات می توان اذعان کرد که گروه هنری بابک یکی از شهیرترین گروه های نمایشی ( البته اگر کارهای آنها با تعریف نمایش همخوانی داشته باشد) می باشد. پس یکی از عناصری که برای دیده شدن اثر یک هنرمند ضروری است یعنی اشتهار را( و در واقع شناخته شدن بوسیله گروه هدف) دارا می باشند؛ از کودک سه، چهار ساله (!!!) گرفته تا مردان و زنان هفتاد، هشتاد ساله  .


گروه هنری بابک از سال 1370 کار خود را با آثار جدی شروع کرد ولی بنا به دلایلی ( از جمله نداشتن مخاطب جدی و مشکلات مالی حاصل از آن) به کار کمدی روی آورد. این گروه شامل آقایان بابک نهرین، علیرضا رنجی پور و بهمن تقی پور می شد. با شروع اولین نمایش ها، به زوج هنری صمد و ممد معرف شدند و در سریال های متفاوتی بازی کردند.



 


طنز یا کمدی، مساله این است!


"طنز (Satire  ) از اقسام هجو است اما فرق آن با هجو این است که آن تندی و تیزی و صراحت هجو در طنز نیست ؛ وانگهی در طنز معمولا مقاصد اصلاح طلبانه و اجتماعی مطرح است طنز کاستن از مقام و کیفیت کسی یا چیزی است به نحوی که باعث خنده و سرگرمی شود و گاهی در آن تحقیری باشد.


بین طنز (Satire  ) و کمدی (Comedy  ) هم البته فرق است؛ در کمدی معمولا خنده به خاطر خنده مطرح است، اما در طنز خنده برای استهزاء است. بدین ترتیب طنز وسیله است نه هدف. در طنز کسی که مورد انتقاد قرار می گیرد ممکن است یک فرد خاص باشد یا یک تیپ یا یک طبقه یا ملّت و حتی یک نژاد. گاهی نویسنده قهرمان اثر را به سخره می گیرد، اما مراد او کسی یا کسانی بیرون از اثر ادبی است و بدین منظور حتی ممکن است از خود بدگوئی کند." (1)


 


از اهداف اصلی کمدی سرگرم کردن مخاطبان خود است و در نهایت با پایان خوش تمام می شود اما طنز چون نیشتری است که بر پیکر زشتی ها و کژیها زده می شود و چون زخم نیشتر التیام یابد سلامتی روح و جان حاصل شود...


 


مساله سینما و تئاتر، نوشتن است!!


یکی از مشکلات اساسی سینمای ما و تئاتر ما ، نداشتن قصه های خوب می باشد. در واقع بسیاری از کارگردانان به دلایل مختلفی نمی خواهند غیر از آنچه خود می نویسند از آثار دیگر نویسندگان، اعم از داستان نویس، فیلم نامه نویس و ... استفاده کنند. آنها ترجیح می دهند فقط و فقط همه کاره خودشان باشند و ... (انشاا... در فرصت مناسبی درباره دلایل این امر خواهم نوشت.)


 


گروه آقای نهرین و رنجی پور نیز از این قاعده مستثنا نیستند و حتی در بدترین شکل آن، فاقد هر گونه نوشته می باشند. آنها کنار هم جمع می شوند و با ابتکار خویش و خلاقیتی که دارند چند تکیه کلام از خود می سازند و یا در بیشتر مواقع آن را از جامعه می گیرند و در بدترین شکل ممکن، با تحقیر قشرهای مختلف جامعه، آن را به اجرا در می آورند و عده ای نیز بدان قاه قاه می خندند. بابک نهرین و علیرضا رنجی پور کمدین های مستعدی هستند که اگر نمایشنامه و یا فیلم نامه ارزشمندی داشته باشند می توانند نام خود را ماندگار کنند. با نگاهی به سریال های (با اینکه بسیاری از این سریال ها فیلمنامه خوبی نداشتند) تلویزیونی که نهرین و رنجی پور در آنها بازی کرده اند می توان این نکته را به وضوح دید. در سریال اخیر شبکه استانی سهند با نام " آخیر مهلت" نهرین و رنجی پور با بازی خوبی که ارایه کردند نشان دادند که می توانند مخاطب را بدون تحقیر و بدون استفاده از کلمات ناهنجار و غیر معمولی آنچنانی!!! بخندانند. آنها در کنار یکی از مشهورترین کمدین های تبریز، آقای هاشم چاووشی بازی کردند. آقای چاووشی نیز در سریال ها و حتی تله فیلم ها بهتر از هر جای دیگری درخشیده است. از جمله آنها می توان به تله فیلم " ایکی سلطان" که بارها از شبکه های سراسری پخش شده است اشاره کرد.


نهرین، رنجی و بازیگردانی از این دست، می توانند کمدین های ماندگاری در ذهن مخاطبان خود باشند در صورتی که جایگاه هنری خود را بشناسند و سعی کنند با آفرینش شخصیت های جذاب و ماندنی، هم بر تعداد مخاطبان خود بیفزایند و در همان حالی که مشهور هستند محبوبیت را نیز کسب کنند. چاپلین گفته است:


" من یک چیز باقی خواهم ماند و تنها یک چیز؛ و آن چیز دلقک خواهد بود. آن مرا بالاتر از هر سیاستمداری قرار خواهد داد."


سؤالی که اینجا پیش می آید و باید از اهل فن و تا حدی از مخاطبان این گونه آثار پرسید این است که آیا آنها با تماشای این نمایش ها(؟)، یک اثر هنری را تماشا می کنند؟ جواب بر عهده خواننده است.


آنچه هنر را با دیگر مقوله ها متمایز می کند این است که هنرمند هیچ وقت حرف خود را به صورت مستقیم نمی گوید بلکه همچون پزشکی حاذق که داروی تلخ را در درون کپسولی قرار می دهد و آنرا به بیمار خویش می خوراند هنرمند نیز( مخصوصا کسانی که در حوزه طنز فعالیت می کنند) تلخی ها، کژیها، دروغ ها و ... را با روشی هنرمندانه و غیرمستقیم به تماشاگران خود نشان می دهد.


 


کسی که کار طنز می سازد باید جهان بینی مشخصی داشته باشد و تکلیفش با خود و جهان اطرافش مشخص باشد. او پیش از آنکه اثر بیافریند خوب نگاه می کند و آن ناراستی ها، دروغ ها و ... را که افراد معمولی عاجز از دیدنش هستند می بیند و با نکته سنجی خویش، آن را طوری به مخاطب خویش نشان می دهد که تماشاگر بعد از تماشای آن، در ذهن خود، آن را بارها مرور می کند چرا که ضمیر ناخودآگاه مخاطب را با به نمایش گذاشتن آن مسایل، آن هم به طور غیر مستقیم نشانه رفته است و تا مساله ایی برای ضمیر ناخودآگاه روشن نشود انسان آرام و قرار ندارد.


نهایتا اینکه، بابک نهرین در مصاحبه ای گفته است: " همین که می توانیم مرد آذری را که خسته و کوفته به خانه می رسد در کنار خانواده شاد کنیم و لبخند به لب ایشان بنشانیم برای من و گروه من کفایت می کند."


 


 


1)  برگرفته از کتاب انواع ادبی دکتر شمیسا


 


چاپ شده در روزنامه سرخاب


 نوشته شده توسط علی بیدار در پنج شنبه 22/10/90 و ساعت 2:13 صبح | نظرات دیگران()

سال نو میلادی مبارک باد


 Happy new Year



 نوشته شده توسط علی بیدار در دوشنبه 12/10/90 و ساعت 11:55 عصر | نظرات دیگران()

 


آیا اصغر فرهادی، اصغر اسکاری خواهد شد؟


مصطفی علیمردانی


 


درباره اسکار


اولین مراسم اسکار در 16 مه سال 1929 برگزار شد. از همان سال، " آکادمی هنرها و علوم سینمایی" سالانه در رشته های گوناگون مرتبط با سینما، جوایز ارزنده ای را به دست اندرکاران سینما اهدا می کنند. ارزش مجسمه اسکار، چیزی حدود 200 دلار می باشد اما آنچه این جایزه را ارزشمند می کند این است که دست اندرکاران سینما، این جایزه را از جانب همتایان خود دریافت می دارند. ارسن ولز بعد از دریافت اسکار گفته بود: " امیدوارم همگان دریابند که چرا این جایزه تا این حد برای من ارزشمند است. این جایزه از طرف مردم به من داده نشده، منتقدین هم در این کار سهم اندکی دارند. این جایزه از دست اندرکاران سینما به من داده شده، آنهایی که عشق بیشتری به سینما دارند."


در اولین سال مراسم اسکار، سه ماه قبل از مراسم به برندگان جایزه اطلاع داده شده بود اما از سال دوم این رویه تغییر کرد و هر ساله، ساعت 11 شب نتایج اعلام می شود. هشتاد و چهارمین مراسم اسکار در تاریخ 26 فوریه 2012 ( 7 اسفند ماه 1390) برگزار خواهد شد. امیدواریم برای دومین بار بعد از فیلم بچه های آسمان (مجید مجیدی) نامزد اسکار شویم و ...



ایرانیها و مراسم اسکار


ملاک های مد نظر داوران ایرانی چیست؟ ساز و کار انتخاب فیلم برای اسکار چه چیزهایی باید باشد؟ و ...


حسن عباسی، یکی از داوران بیست و نهمین دوره جشنواره فیلم فجر گفته بود: "جدای از همه فاکتورهای لازم که برای همه کشورها وجود دارد، برای سینمای ما، فیلمی که در اسکار شرکت می کند باید منتقل کننده شعائر دینی و نماینده آرمان های جمهوری اسلامی ایران باشد و ... (خیلی از) فیلم ها (در 29 جشنواره فیلم فجر) حرفی در حوزه ایرانی – اسلامی نداشتند."


ایشان در جایی گفته اند: " فیلم هایی که پیامی از ایران و انقلاب را منتقل کنند را به هیچ وجه در اسکار نمی پذیرند و در مقابل، فیلم هایی که ممکن است اسکار پذیرای آنها باشد بخشی از آثار سینمای ایران هستند که پیامی از جمهوری اسلامی منتقل نمی کنند."


به نظر می رسد انتخاب یک فیلم برای مراسم اسکار در ایران، مکانیسم روشنی ندارد و در واقع فاقد هر گونه حساب و کتاب سینمایی است چرا که آنهایی که فیلم را انتخاب می کنند یا اساسا سینمایی فکر نمی کنند و یا در دالان های لابیگری مغلوب اهالی غیر سینما می شوند و فیلم هایی را به جشنواره می فرستند که سطحی و شعار زده هستند؛ مثلا فیلم " میم مثل مادر" ( که فیلم بسیار خوبی از کارگردان خوبی است و من شخصا آنرا خیلی دوست داشتم اما آیا صرفا دوست داشتن یک چیز، دلیل بر شاهکار بودن آن است!) چند سال قبل به اسکار فرستاده شد و نتیجه ای در بر نداشت. آیا آن سال، فیلم های بهتری وجود نداشت! اما چون کارگردان فیلم، آقای رسول ملاقلی پور همان سال فوت کرده بودند و همچنین ایشان کارگردان آثار دفاع مقدس بود فیلم را انتخاب و به جشنواره ارسال کردند در حالی که همگان از همان ابتدا، نتیجه این گزینش را می دانستند که اظهر من الشمس بود.


ظاهرا در ایران همه می خواهند در کمترین زمان ممکن، بیشترین حرف را بزنند و مفاهیم عالی انسانی، اسلامی، فلسفی، علمی و غیره را در یک فیلم سینمایی در حلقوم فهم مخاطب داخلی و خارجی بریزند و او را متحول کنند و پیام کشور خویش را به گوش جهانیان برسانند.


و اما امسال


امسال فیلم " جدایی نادر از سیمین" به تهیه کنندگی، نویسندگی و کارگردانی اصغر فرهادی به اسکار فرستاده شده است. جدایی نادر از سیمین، داستان زوجی از طبقه متوسط جامعه ایرانی است که در آستانه طلاق قرار دارند. همسر نادر بنا به دلایلی، دیگر نمی خواهد در ایران زندگی کند اما همسرش، ظاهرا به خاطر پدر پیرش که آلزایمر هم دارد نمی خواهد او را همراهی کند. ترمه، دختر آنها، باید انتخاب کند که با پدر بماند و یا با مادر برود و ...



از همان زمان جشنواره فیلم فجر، این فیلم مورد توجه اقشار مختلف جامعه و منتقدین جدی سینما قرار گرفت؛ برنده چندین جایزه، از جمله، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه، بهترین گروه بازیگران و ... از جشنواره های مختلف، مثل جشنواره فیلم فجر، برنده خرس طلایی جشنواره فیلم برلین، برنده بهترین فیلمنامه از جشنواره فیلم آسیا پاسیفیک و برنده چندین جشنواره بین المللی شده است. در واقع می توان گفت که این فیلم، جوایز بسیاری از جشنواره ها را درو کرده است و حالا می خواهد شانس خود را در اسکار امتحان کند. باید دید آیا داس فرهادی توان درو کردن جوایز اسکار را دارد!!


این فیلم با یک بودجه سیصد هزار الی پانصد هزار دلاری ساخته شده اما در گیشه های داخلی و خارجی تا به امروز، بالغ بر 10 میلیون دلار فروخته است و تا به امروز پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران است.


دیدگاه: زمان تماشای جدایی نادر از سیمین باید با نگاهی نو و از منظری جدید این فیلم را دید. باید از لایه های سطحی فیلم گذشت و به لایه های زیرین نقب زد. چه کسی می خواهد از چه کسی جدا شود؟ سیمین نماینده چه کسانی است و نادر نماینده چه افرادی است؟ در این جدایی، چه کسانی قربانی خواهند شد؟ این سؤالاتی است که باید بعد از دیدن فیلم برای آنها پاسخی بیابیم.


این فیلم به شدت سینمایی است و قصه ایی روان دارد. فرهادی در ساده ترین شکل ممکن، داستان خود را به تصویر می کشد؛ نه شعار می دهد و نه بیانیه صادر می کند. اگر تماشاگر، علاقمند به لایه های زیرین فیلم نباشد بعد از تماشای آن، به پیام های انسانی نهفته در قالب هنری فیلم، دست می یابد و لذت تماشای یک فیلم سالم را حس خواهد کرد.


و اما حواشی فیلم جدایی نادر از سیمین


1- در زمان تولید این فیلم، اصغر فرهادی در مراسمی از آقایان "ج.پ" و " م.م"، دو کارگردان مرتبط با جریانات سال 88 حمایت کرده بود که متعاقبا فیلمبرداری آن، چندی متوقف شد.


2- در زمان اکران این فیلم، عده ای علیه فیلم "اخراجی ها 3" تبلیغات به راه انداختند و تلاش کردند این فیلم را در مقابل فیلم جدایی نادر از سیمین قرار دهند؛ مخصوصا در فضای سایبری. هر دو فیلم همزمان اکران شدند. متاسفانه دست هایی پنهان، اخراجی ها 3 را کپی و به صورت قاچاق در بازارهای داخلی به فروش رساندند و به قول ده نمکی، کارگر روزمزد گرفتند تا این سی دی ها به صورت رایگان در اختیار مردم قرار گیرد.


3- چندی پیش، به هنگام اکران فیلم" یه حبه قند"، ابراهیم حاتمی کیا در یادداشتی ضمن تحسین این فیلم، اصغر فرهادی و فیلمش را زیر سؤال برد. فیلم ابراهیم حاتمی کیا، "گزارش یک جشن" این روزها در توقیف است و معلوم نیست چه اتفاقی برای آن بیقتد.


4- چند هفته پیش، شنیده شد که اصغر فرهادی به خارج از کشور مهاجرت کرده است.


5- و نهایتا اینکه اصغر فرهادی، همسر پریسا بخت آور کارگردان فیلم سینمایی " دایره زنگی" است.


 


چاپ شده در روزنامه سرخاب 90/10/1


پ.ن: اصغر فرهادی در مصاحبه ای، مهاجرت خود را تکذیب کرد و گفت که نه مهاجرت کرده و نه قصد مهاجرت دارد. صرفا برای ساخت فیلمی به خارج از کشور رفته است.


 نوشته شده توسط علی بیدار در یکشنبه 4/10/90 و ساعت 1:30 صبح | نظرات دیگران()

 


من حقیقت را پاره پاره در زنجیر دیدم ...


من حقیقت را پاره پاره بر خاک دیدم


من حقیقت را بر سر نیزه دیدم


من حقیقت را ... (1)




حسین بن علی (ع)  در سینما


مصطفی علیمردانی


حسین بن علی در کلام آخرین خود، همه انسانها را در همه اعصار مخاطب قرار می دهد و می فرماید: « یا شیعَةَ آلِ أَبی سُفْیانَ إِنْ لَمْ یَکُنْ لَکُمْ دینٌ وَ کُنْتُمْ لا تَخافُونَ الْمَعادَ فَکُونُوا أَحْرارًا فی دُنْیاکُم وَ ارْجِعُوا إِلی  أَحْسابِکُمْ إِنْ کُنْتُم عَرَبًا کَما تَزْعَمُون» ای  پیروان خاندان ابوسفیان! اگر دین ندارید و از روز قیامت نمی ترسید لااقل در زندگی  دنیایتان آزادمرد باشید، و اگر خود را عرب می پندارید به نیاکان خود بیندیشید. تو گویی او می داند که دینداری سخت است و راه بهشت پر سنگلاخ و بی امتحان کسی را در این حلقه راه نمی دهند؛ "سلسله موی دوست حلقه دام بلاست / هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست." سیدالشهدا می گوید که اگر دیندار نیستید و قوانین الهی را رعایت نمی کنید حداقل در دنیای خود که قواعد خاصی دارد جوانمرد باشید، آزاده باشید و تن به ذلت مسپارید...


ایران به عنوان بزرگترین کشور شیعه در جهان، هنوز نتوانسته است فیلم قابل توجهی درباره حادثه کربلا و یا به بیان بهتر حماسه کربلا بسازد و حتی اگر فیلمی ساخته شده باشد درباره شخصیت های فرعی آن حادثه است و این گونه فیلم ها با در نظر گرفتن سینما با تمام معنا، به تعداد انگشتان دست هم نمی رسد. از دو فیلمی که درباره حادثه کربلا ساخته شده است هیچکدام به صورت مستقیم درباره امام حسین (ع) نمی باشند و در واقع در حاشیه حماسه کربلا ساخته شده اند. اولی فیلم "سفیر" می باشد که در اوایل انقلاب ساخته شده و درباره مسلم بن عقیل (با بازی فرامرز قریبیان) می باشد و آن دومی، فیلم برجسته و خوب " روز واقعه" به نویسندگی بهرام بیضایی و به کارگردانی شهرام اسدی است که درباره جوان نصرانی تازه مسلمان شده ایی به نام عبدالله است که در شب عروسی اش صدایی می شنود که دیگران از شنیدنش عاجزند و در گوشش می پیچد که " آیا یاری کننده ای هست که مرا یاری کند". عبدالله همان دم بر می خیزد و عروسی را رها می کند و رهسپار کربلا می شود و با جمله ... " همه حجت مسلمانی من حسین بن علی است" خود را از شهر و مردمانش که از حسینی می گویند که به راه دنیا رفته است بیرون می کشد و جان خود را به بیابان و شن های داغ  می سپارد تا منزل به منزل به دنبال رد پای او باشد و ...


حتی این دو فیلم نیز از نشان دادن تصاویر عاشورا حذر می کنند؛ فیلم اولی قبل از حادثه عاشورا و شهادت امام حسین (ع) و آن دیگری بعد از عاشورا و کشته شدن حسین بن علی است و فاصله بین این دو که همان حماسه شجاعت و آزادگی در ظهر عاشوراست نشان داده نمی شود و ما همچنان درباره اش می شنویم و می خوانیم اگر و اگر که اهل خواندن باشیم.


دیدگاه: آنچه که باعث می شود سینماگران ما به این حوزه وارد نشوند و فیلمی در خور حادثه کربلا نسازند، می تواند دلایل متفاوتی داشته باشد که از مهمترین آنها، کمبود منابع معتبر و از آن مهمتر، عدم موافقت علمای دینی با نشان دادن صورت بازیگران نقش ائمه است. آنها معقتد هستند که این کار از نظر دینی اشکال دارد و نباید چنین کاری صورت بگیرد. آنها فکر می کنند با این کار، قداست ائمه می شکند و حرمت آنها از بین می رود. به عنوان مثال سریال "ولایت عشق"، در آن فرخ نعمتی بازیگر نقش امام رضا (ع) بود که نشان دادن یا ندادن او با آن صورت نورانی شده فرقی به حال سریال نکرد. سریال بعدی که پارسال پخش شد و در چند قسمت مستقیما به حادثه کربلا می پرداخت باز نه تنها شخصیت محوری کربلا یعنی امام حسین(ع) در آن غایب بود حتی با اینکه صحنه های مربوط به علمدار کربلا فیلمبرداری شده بود و قرار بود پخش شود باز علمای قم تلویحا  آنرا منع کردند و قسمت های مربوط به ابوالفضل العباس را از مختارنامه حذف کردند و آن همه هزینه بر باد رفت و کسی نپرسید که چرا این پرسش را قبل از فیلمبرداری از علمای قم نکرده بودند تا این همه هزینه تلف نشود و ... پس می توان گفت که یکی از علل اصلی نپرداختن به حادثه کربلا می تواند مشکل شمایل ائمه باشد و اینکه فیلم هایی که قبلا ساخته شده اند نتوانسته اند نظر مراجع و علمای بزرگ دینی را جلب کنند.


در سایت حوزه (www.hawzah.net) مصاحبه ای با یکی از تهیه کنندگان صورت گرفته است که جواب ایشان در رابطه با نورانی نشان دادن چهره ائمه منطقی به نظر می رسد. ایشان می گویند: " :«من موافق نشان دادن چهره ی ائمه (ع) نیستم، اما وقتی سریالی درباره امام حسین(ع) ساخته می شود، لازم است که اشخاصی مانند امام علی(ع)، امام حسن(ع)، امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) را نیز نشان دهیم و از آنجا که نمی توان همه ی این معصومین را با نور نشان داد، باید برای جذاب تر شدن کاری می کردیم و در نهایت تصمیم گرفتیم از فیلتری استفاده کنیم که چهره ها را به صورت خیلی ضعیفی نشان دهد تا مخاطب بتواند آنها را از هم تمیز دهد.» در توضیح این مطلب باید گفته شود که حتی این طرح نیز مورد قبول واقع نمی شود و سریالی که چندین سال پیش، حتی پیش از سریال مختارنامه در حال ساخته شدن بود متوقف می گردد.


جالب است بدانید که در فیلم ها و سریال های سینمایی تولید کشور خودمان، چهره و شمایل پیامبران از جمله حضرت مسیح(ع) و یحیی و ذکریا (ع) در سریال بشارت منجی، حضرت یوسف و یعقوب (ع) در سریال یوسف پیامبر، حضرت ابراهیم (ع) در فیلم ابراهیم خلیل الله و حضرت سلیمان در فیلم سینمایی ملک سلیمان و بسیاری از پیامبران دیگر در سریالهای مختلف نشان داده می شوند و ظاهرا اشکالی هم ندارد. قصد من از گفتن اینها تنها طرح یک موضوع است و بنا ندارم بگویم که این درست و آن یکی نادرست است.


فیلم های خوبی که به صورت مستقیم درباره حادثه کربلا ساخته شده اند، عبارتند از:


1-   فیلم سینمایی سفیر: این فیلم درباره مسلم بن عقیل است و می توان آن را از نخستین فیلم های تولید شده درباره کربلا به حساب آورد. بازیگر نقش اول آن نیز فرامرز قریبیان در نقش مسلم (ع) می باشد.


2-     فیلم سینمایی روز واقعه


3-      سریال فاخر مختارنامه به کارگردانی داود میرباقری که با کمی جرح و تعدیل پخش شد و قسمت هایی از آن را پخش نکردند.


4-     فیلم تلویزیونی ستاره خضرا به کارگردانی محمدرضا ورزی، که باز هم داستان فیلم به بعد از حماسه عاشورا بر می گردد.


5-   و اما فیلم " روز رستاخیز" به کارگردانی احمدرضا درویش؛ این فیلم هنوز اکران نشده است اما گفته می شود که ممکن است تنها فیلمی باشد که حماسه کربلا را نشان دهد. هیچ گونه اخباری از این فیلم جز چند عکس به بیرون درز نکرده است و ظاهرا نمی خواهند تا دقیقه آخر هیچگونه حساسیتی را برانگیزند. این فیلم از محصولات پر هزینه می باشد و عوامل بین المللی در ساخت آن همکاری می کنند.


فیلم ها و سریال های زیادی درباره ماه محرم ساخته شده که متاثر از حماسه کربلا بوده اند که موضوع بحث ما نیست از شب دهم گرفته تا سفر سبز و ...


 


1) بخشی از مونولوگ های فیلم سینمایی " روز واقعه"


چاپ شده در روزنامه سرخاب 90/09/20


 


 نوشته شده توسط علی بیدار در جمعه 25/9/90 و ساعت 1:17 صبح | نظرات دیگران()

 


مرگ شیرین با یه حبه قند


مصطفی علیمردانی


 


تازه ترین اثر سید رضا میرکریمی، بر خلاف ظاهر آرام کارگردانش، حواشی بسیاری داشته است. از اظهار نظرهای ضد و نقیض گرفته تا مقایسه آن با شاهکارهای سینمای جهان.


سید رضا میرکریمی، پیش از این فیلم، فیلم های خیلی دور خیلی نزدیک، اینجا چراغی روشن است، زیر نور ماه و کودک و سرباز را در سینما کارگردانی کرده است. همچنین او تجربه کارگردانی دو سریال برای تلویزیون با نام های آفتاب و عزیز خانم (برای گروه کودک و نوجوان شبکه دو) و بچه های مدرسه همت را ساخته است ...


سید رضا میرکریمی اعتقادی به عبارت سینمای معناگرا ندارد و معتقد است که عبارت فیلم دینی و مذهبی، بهتر از عبارت سینمای معناگرا می باشد. می توان با نگاهی به کارنامه او در سینما، این حقیقت را دریافت که در واقع میرکریمی سازنده آثار دینی است (حداقل تا به حال) البته به شکل کاملا سینمایی آن، یک سینمای دینی اصیل که همچون ذات دین، آرام بخش است. سینمای دینی او، مشکی نیست که عطار درباره اش بگوید.



 


یک نظر: یه حبه قند، فیلم ماندگاری خواهد بود اما چرا؟


یکی از دلایلی که می تواند باعث ماندگاری فیلم شود توجه به جزییات و مسائل ریزی است که هر کارگردان یا نمی تواند آنها را رعایت کند، یا دانش آن را ندارد و یا حوصله چنین ریزه کاری هایی را ندارد.


یه حبه قند در آینده نه چندان دور توسط چندین طیف از تماشاگران در چند حوزه مورد استفاده قرار خواهد گرفت ؛ یکی از این طیف ها، هنرجویان سینما اعم از دانشجویان کارگردانی و بازیگری و ... خواهند بود چرا که این فیلم بسیار دقیق و یا به عبارت بهتر میلیمتری ساخته شده و چیدمان و حرکت جز به جز بازیگران از قبل یعنی در سناریو پیش بینی شده و محاسبه شده است.


 امکان ندارد دو نفر جلوی دوربین حرف بزنند و بقیه فراموش شده باشند. اگر چند پسر نوجوان دارند آب بازی می کنند و در سکانش بعدی پسند و بقیه زنها و یا مردها دارند حرف می زنند، درست است که دیگر دوربین آن نوجوانان را نشان نمی دهد اما اگر هنوز در حوض حیاط هستند و آب بازی می کنند ما صدای آنها را اگر قابل شنیدن باشد می شنویم و این یعنی چیزی و یا کسی فراموش نشده است؛ چیزی سرسری گرفته نشده و ...


اما طیف دیگر می تواند به گمان نگارنده ــ در چند دهه آینده ــ محققان جامعه شناسی و یا مردم شناسی باشد چرا که فیلم میرکریمی آینه تمام نمای طیفی از جامعه ماست و شاید طیف عظیمی از خانواده های سنتی ایرانی.اینکه روابط آدم ها با یکدیگر و زندگی آنها چگونه است از روحانی گرفته تا بنا یا همان معمار. میرکریمی در فیلم خود به دنبال قهرمان نیست و فیلم قهرمان ندارد و اصلا یکی از تفاوت های بزرگ او با بسیاری از کارگردانان این است که او سعی می کند زندگی را و آدم ها را، روابط شان را، آنگونه که هست نشان دهد و در واقع هر شخصیت ما به ازای خارجی می تواند داشته باشد.


یه حبه قند میرکریمی مرثیه ای است بر روزگار و سنن و آدابی که در آن جریان داشته و در حال زوال است و زمان آن سرآمده است همچون منظومه حیدربابایه سلام استاد شهریار که مرثیه ای است بر زندگی و آیین های در حال زوال روستایی.


یه حبه قند


حواشی یه حبه قند


1)      یک حبه قند شاید(؟) تنها فیلم ساخته شده در ایران باشد که قبل از فیلمبرداری با بازیگران اصلی، یکبار کل فیلم با بازیگران غیرحرفه ایی ( یا بازیگران تمرین) تحت مدیریت افشین هاشمی تمرین شده و فیمبرداری شده است (سکانس به شکانس، پلان به پلان و ...)


2)      بعد از مدتها، بهروز افخمی را به سینما کشانده است. افخمی گفته است که بیش از یکبار فیلم را تماشا کرده و شاید باز هم به سینما برود و برای چندمین بار آنرا در پرده بزرگ تماشا کند. او در یادداشتی که برای فیلم نوشته گفته است که لذت سینما رفتن را بعد از مدت ها چشیده است. کارگردان جنجالی سینمای ایران در همان یادداشت میرکریمی را با جان فورد مقایسه کرده و اظهار داشته است سایه جان فورد روی فیلم افتاده است اما توضیح بیشتری نداده است و ...


3)      در همان روزهای اول اکران، کارگردان فیلم آ‍ژانش شیشه ایی در اظهار نظر عجیبی، به بهانه تماشای یه حبه قند به اصغر فرهادی و فیلم اخیرش " جدایی نادر از سیمین" تاخت و فرهادی را پای پله های سفارت خانه های خارجی نشاند تا منتظر پاسپورت و ویزا و اقامت باشد بعد هم در چند سطر یه حبه قند را ستود. اما آنچه عیان است این است که ابراهیم حاتمی کیا، با وسیله قرار دادن یه حبه قند، حرفهای دل خود را نسبت به اصغر فرهادی زده بود.


4)      حسین معززی نیا، منتقد فیلم، نیز در پاسخ به حاتمی کیا به او گوشزد کرد که می توان از فیلمی تعریف کرد بدون آنکه فیلم دیگری یا کس دیگری را مورد هجمه قرار داد و چیزهایی را گفت که حقیقت ندارند.


5)      ج. الف، یکی از بازیگران سرشناس نیز با کنایه گفته است که " قند یزدی اصلا در گلو گیر نمی کند" و به عبارت بهتر قند یزدی هلو است (هلو برو گلو) و اینچنین خواسته بود از قافله اظهار نظرکنندگان عقب نماند.


6)      حجة الاسلام رسایی با حضور در برنامه هفت با بیان اینکه فیلم را دیده و تا حدی پسندیده است گفت که با این حال نقدهای جدی نیز بدان دارد و با شوخی و کنایه حرف های ج. الف را نقل قول کرد.


7)      میرکریمی در برنامه هفت، روبروی مسعود فراستی ننشست و اینچنین ناراحتی خود را نشان داد. فراستی نیز فیلم را که عده ای به مینیاتور و فرش ایرانی تشبیه کرده بودند کاملا رد کرد و فیلم را با نمونه های خارجی مقایسه نمود و حتی مدعی شد که برخی از سکانس های فیلم از فیلم های خارجی به عاریت گرفته شده است و ...


8)      هفته پیش میرکریمی به تبریز آمد و در سینما ناجی حضور یافت و با تماشاگران تبریزی به تماشای فیلم خود نشست و تعدادی از سئوالات را پاسخ داد. متاسفانه فرصتی پیش نیامد تا به میرکریمی بگویم که بار اول فیلم را در سینما 29 بهمن تبریز با کیفیت اچ دی و سیستم صوتی دالبی دیجیتال که از نیم قرن پیش برای ما به ارث مانده تماشا کردیم. (دست گل دست اندرکاران سینما در تبریز درد نکند).


9)      کارگردان و تهیه کننده یه حبه قند، تبلیغات گسترده ایی را به راه انداختند چه قبل از اکران و چه در حال اکران، غیز از تبلیغات شهری و مطبوعاتی، سایت فیلم درست کردند و سامانه پیام کوتاه را ماه ها قبل از اکران فعال کردند.


10) عباس کیارستمی، کارگردان نامی ایران، پوستر فیلم را طراحی کرده است. رخشان بنی اعتماد نیز تیزر فیلم را ساخته است.


 11)  تیزرهایی که مجید مجید برای یه حبه قند ساخته بود هیچکدام نتوانستند راهی به تلویزیون باز کنند و قهر صدا و سیما با مجیدی همچنان ادامه دارد.


چاپ شده در روزنامه سرخاب 90/09/10


 


 


 نوشته شده توسط علی بیدار در جمعه 25/9/90 و ساعت 1:10 صبح | نظرات دیگران()
درباره خودم
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 18
بازدید دیروز: 78
مجموع بازدیدها: 25314
جستجو در صفحه

لینک دوستان
خبر نامه
 
وضیعت من در یاهو